سلامی به سفيدی سپيده صبح...... صـفـا آوردی به خانه دلــم. حالا که آمدی چترت را ببند در ايوان اين خانه چيزی جز مهربــانی نمی بـارد ساکن لندن. آدرین نه فقط برای محبوبت و شهرت دیر فهمیدم ..
حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ... ﺩﺭ ﻧــﺎﻧــﻮﺍﯾـــﯽ ﻫــﻢ ﺻـــﻒ"ﯾــﮏ ﺩﺍﻧـــﻪ ﺍی"هـــا ﺟــﺪﺍﺳـــــﺖ . . . ﺍﺯ ﺟــﺬﺍﻡ ﻫــﻢ ﺑــﺪﺗــﺮ ﺍﺳــﺖ "ﺗﻨﻬﺎﯾـــــــــﯽ" تو آنجـــا . . . من اینجــــا . . . همه راستـــــ می گفتند تو کـــجا من کـــجا ! مگر چند بار به دنیا آمده ایم یه مرد با چشم هایش عاشق می شود یه زن با گوش هایش ... حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی . . . واقعا حق که بود ادرین دیگه چـــی دلنشیــــن تر از اینکـــﮧ ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی! خندیدن، خوب است . قهقهه، عالی است . گریستن، آدم را آرام می کند. امــــــــــــا… لــــــعنت بر بغــــــــــــض شاید برایت عجیب باشد این همه آرامشم… خودمانی بگویم به آخر که برسی فقط نگاه میکنی… بزرگتر که می شوی غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا میگذاری و ناخواسته وارد دنیای لبخندهای مصنوعی میشوی شاید بزرگ شدن، آن اتفاقی نبود كه انتظارش را میكشیدم…!
بلکه برای اینکه عاشق خوانندگی و موسیقی است وارد آکادمی موسیقی گوگوش شده.
او که با حمایت خانواده اش موفق شده چند اجرای عمومی در لندن داشته باشد
با اعتماد به نفس بالایی در این رقابت شرکت خواهد کرد.
مایل هستش ترانه های فارسی زبان رو بخونه و به خواندن ترانه به زبانهای دیگر علاقه ای ندارد.
خیلی دیر ...
" عزیزم " ...
" گلم " ...
"عشقم "....
تکیه کلامش بود!
خدا را دوست بدار ...
که اینهمه میمیریم؟ !!
برای همینه که زن ها آرایش میکنن و مردها دروغ میگن
مدام و بی بهانــــﮧ صدایت کنم با علامت ِ سوال …؟
و تو ســـر ِ حوصلـــﮧ جــواب بدی جــــــــــانـــم
غذایت را سرد می خوری
ناهارها نصفه شب ، صبحانه را شام!
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی!
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد!
تنهـــــــــــــــائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست.
Design By : Pichak |